رسم دنیا بی وفاییه ...........

اشکاتو نایده میگیرم اخه دلم مثل یک سنگه

تو میگی تلخ جدایی من میگم یک جورای قشنگه

تک به تک حرفاتو من زیر پاهام می زارم

من میگم گذشته از من که بخوام برات ببارم

توی شب رد نگامو از ترانه ها می گیری

اما من پیدا نمیشم تو بیخودی اسیری

من میگم گم شدم تو همین حوالی

تو میگی بزار بمونی تک ستاره من تو اسمونی

دیگه سخته حتی خنده اما تو باورت نمیشه

به خدا قسم که زندگی بی تو همینه

گفتی از تو می نویسم روی قطرهای بارون

بهارو ازمن گرفتی رسم زمستون همینه

گفتی که میخوای بسازی یک ترانه برای چشمام

تو خبر نداری ترانه واسه  چشمام معنی نداره

گفتی پرواز قشنگه میدونم تو اینو میخوای

دیگه منتظر نمون تو پر پروازمو خیلی وقت که چیدی 

گریه نکن

مجنون  از یاد رفته ..........

 
ای که رفته با خود دلی شکسته بردی
اینچنین به طوفان تن مرا سپردی
ای که مهر باطل زدی به دفتر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من

بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
ای خدای عالم چگونه باورم بود
آن که روزگاری پناه و یاورم من بود
سایه اش نماند همیشه بر سر من
زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من

زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من
رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام
رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته ام
رفتی و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا
رفتی و خیالت زمانی نمیکند مرا رها
ای به دل آشنا تا که هستم بیا
وای من اگر نیایی
رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام

رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته ام
رفتی و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا
رفتی و خیالت زمانی نمی کند مرا رها
ای به دل آشنا تا که هستم بیا
وای من اگر نیایی

ای خدای عالم چگونه باورم بود
آن که روزگاری پناه و یاورم من بود
سایه اش نماند همیشه بر سر من
زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من
زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من
رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام
رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته ام
رفتی و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا
رفتی و خیالت زمانی نمی کند مرا رها
ای به دل آشنا تا که هستم بیا
وای من اگر نیایی
رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام

رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته ام
رفتی و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا
رفتی و خیالت زمانی نمی کند مرا رها
ای به دل آشنا تا که هستم بیا
وای من اگر نیایی...

راهي كه رفتي

بیا که تا نفسی هست یار هم باشیم          به غنچه های محبت بهار هم باشیم
...................................................
     آزمودم زندگی دشت غم است         شادیش اندوه و عیشش ماتم است
...................................................
در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش       یا دم از مردی مزن یا یکسره نامرد باش
...................................................
بمیرم من واسه اون دلشکسته         که چون من خیری از دنیا ندیده
...................................................
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست      کارم از گریه گذشته به خودم میخندم
...................................................

عكس عاشقانه-عكس عشقولانه-عاشقانه-عشقولانه

میدونم .....

Image hosted by TinyPic.com

می دونم می خوای بری
منو تنها بذاری
می دونم چشات می گن
دیگه طاقت نداری
می دونم خسته شدی
مرغ پر بسته شدی
دیگه تو بال و پری
واسه پرواز نداری

Image hosted by TinyPic.com 
می دونم دست تو نیست
رفتن و پر زدنت
آخه اگه با تو بود
من بودم همسفرت 
 
Image hosted by TinyPic.com
می دونی رفتن تو
توی تقدیر منه
گریه های بی صدا
سهم فردای منه
Image hosted by TinyPic.com
می دونی مال منه
همه ی جدایی ها
همه ی غم های دنیا
همه ی تنهایی ها
 
Image hosted by TinyPic.com
 
می دونی اشکای من
مث بارون می بارن
آخه تو که نباشی
دیگه مانع ندارن

Image hosted by TinyPic.com

رقتی

من رو دریاب ای نازنین
               منی که به خاطر تو
                                        جونم  رو هم می دادم
                       ولی حیف

                                    تو رفتی و منو تو بی کسی ها تنها گذاشتی


رفتی اما . . .

تک وتنها توخیابون به زیر نم نم بارون


باز به یاد تو می افتم حرفهایی که با تو گفتم

 
گفتم عشق من یه کوه، تو ببین چه با شکوه
 

عشق تو مثل سراب ،عمر کوتاه حباب

 

عشق من شعر شراب، عشق تو نقش برآب

 

عشق تو یک گل زرد، دست هایی که سرد سرد

 

عشق من مثل جنون، آبی رنگ آسمون

 

عشق یک ماهی به دریاست ، عشق من ببین چه زیباست....

 

عشق تو عکس های پاره پاره، نامه های نیمه کاره

 

حرف هایی که نا تمومه ، می دونم که بی دومه

 

عشق من ساده است و آسون ،پاک و تازه مثل بارون

 

عشق من جنس بهاره ،توی قلبم مونده گاره.....

من میرم واسه همیشه

                        

      من میرم واسه همیشه   
                 

خستـــم از روزای ابــری         خیلی سنگینه نـگاهت 
دوست ندارم تو تابستون         بشینــم باز ســر راهت 
نمیـــخوام بـــازم خیـالت         قبـلـه آرزوهــــام شــــه
تـــو بمــون و عاشقـــای         روی پُـــر غـرور و ماهت
 

آره مــن اونم که گفتــم          واسـه چشم تـو دیوونم 
آره مـن قـول داده بــودم          تـا تهش بــاهات بمونـم
ولی پس دادی نگــــامو           زیــر رگبــــــار غـــرورت 
من فقط یکــم شکستم          خوب نگام کنی همونم

 

چـمــدون رویـــاهـــامـو           دیگه برداشتم و بستم 
دیگــه عین اون قدیمــا           چشــــاتو نمیپرستــــم 
رخ تــو عین یه بـــــازی           منــو مـات قصه هـا کرد 
حالا بی اسمـم و تنها            پُــرپــاییز و شکستــــم


اینــی که حــــالا میبـینـی       دیگه مجنون چشات نیست 
دیگه وقتی نیمه شب شه       نگـران لـحظه هــات نیست 
مـــن بــرام فــرقـی نــداره        کـــه تو بــاشی یـا نباشی 
خیلـی وقته دیگه نیستی        تو دلم جـــایی برات نیست
      

از تو هیچ چیزی نـمونــده         نـه نگـــاهی و نـه یــــادی
مـــن سپردمـت به دریــــا         عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی 
تازه فهمیدم با این عشق         زندگیـــم چقـد تلـف شـد
تــو بـــه جــای التماســم         یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی 


   
من میرم واسه همیشه

 

چی بگم ؟

کاش ستاره های شب می آمدند،مرا سوار بربال های

خود می کردندوبه آسمان می بردندومراازتنهایی غریبانه

شقایق هانجات می دادند.اماافسوس،افسوس که این

چنین نیست.هوابارانی است،شب تهی ازستاره ها

ومن بی گدارشیشه هارامی شکنم،درزیرپلک نورانی

 مهتاب شب های بارانی به انتظارتواشک می ریزم،

دردریای توفانی توام.درغروبی زیباباقایقی که بال های

طلایی آن شکسته است،وروی موج های نیلی رنگ غلت

می خورد ومن اندوهگین ازاین که نکندغروب این جمعه

 هم به آخربرسدوتو بازهم مرا چشم به راه بگذاری.

هنوزم زمستون به یادت بهاره

آرزوی بر باد رفته

زندگی کوتاه تر از ان است که به خصومت بگذرد وقلب ها گرامی تر از انند که بشکنند انچه از روزگار بدست می اید با خنده نمی ماند  و انچه از دست برود با گریه جبران نمی شود  فردا خورشید

طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم

مي خواستم زندگي كنم در را بستند،

مي خواستم ستايش كنم گفتند خطر ناك است،

مي خواستم عاشق شوم گفتند گناه است،

مي خواستم گريه كنم ،گفتند بهانه است،

مي خواستم بخندم گفتند ديوانه است،

به راستي سخن گفتم گفتند بيهوده است

پس فرياد كشيدم..........زندگي را نگه داريد مي خواهم پياده شوم
 

کاش میشد حیف .............

کاش می شد

 

کاش می شد

با من امشب چیزی از رفتن نگو

نه نگو از این سفر با من نگو

من به پایان می رسم از کوچ تو

با من از آغاز این مردن نگو

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت

کاش می شد از تو بود و تا تو بود

کاش می شد در تو گم شد از همه

کاش می شد تا همیشه با تو بود

کاش فردا را کسی پنهان کند

لحظه را در لحظه سرگردان کند

کاش ساعت را بمیراند به خواب

ماه را بر شاخه آویزان کند

می روی تا قصه را غم نامه تدفین گل

می روی تا واژه را باران خاکستر کنی

ثانیه تا ثانیه پل واره ویران شدن

می روی تا بخشی از جان مرا پرپر کنی

مسافر

راهتو برو مسافر برگشتنت عذابه من تشنه لب تکیدم آبی طرف گل آبه

از دورها چه زیباست امواج آبی عشق اما دریق و افسوس چون میرسی سرابه

هر یار اهل نیرنگ هر دوست اهل حیله با پشت خورده خنجر موندم تو این قبیله

نشنیدم من از تو یک حرف از صداقت افسانهای دل را بردم به سوی ضلمت

زهر است در دل جام ریزی چو باده در کام گویند نوش و در دل صدها هزار نوش آر

راهتو برو مسافر برگشتنت عذابه من تشنه لب تکیدم آبی طرف گل آبه

از دورها چه زیباست امواج آبی عشق اما دریق و افسوس چون میرسی سرابه

هر یار اهل نیرنگ هر دوست اهل حیله با پشت خورده خنجر موندم تو این قبیله

جاده دروغ نمیگه فریاده از رهایی برای پای خسته پیغام آشناییست

کناره خط جاده هر سایبون یه طاق یه سرپناه امن تصویری از اتاقه 

شکنجه میشم از خودم

دلم  گرفته آسمون نمی تونم  گریه  کنم

  شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم

 انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده

اخ ! ! داره   باورم  میشه خنده  به ما  نیومده

 دلم  گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو  روزگا ر  بی  کسی  یه عمر  که در به درم

 حتی صدای نفسم  میگه که توی قفسم

من  واسه اتیش  زدن یه کوره راه شب بسم

 دلم گرفته اسمون یه کم منو حوصله کن

نگو  که از این روزگار  یه خرده کمتر  گله کن

منو به بازی  میگیره  عقربه های  ساعتم

برگه  تقویم  می کنه  لحظه به لحظه   لعنتم

آهای  زمین !  !!  یه  لحظه  تو  نفس  نزن

نچرخ  تا  آروم  بگیره  یه  آدم  شکسته  تن!!

تنهایی را دوست دارم

تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ...

 تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ...

تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...

 تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

تنهايی را دوست دارم زيرا....

 در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

شب های بارونی

دراین  شبهای بارانی                             فقط تنها تو میدانی

که قصر پاک چشمانم                             نهاده روبه ویرانی...

چقدر غمگین وتنهایم                            برایم از که میخوانی

صدایت خسته وپردرد                           نخوان شعر پریشانی

تو همچون روح ایمانی                         دراین ابهام وجدانی ..

که در قلبونگاه من ....                       مثل یک قصه میمانی...

اگر باز آییو با من.......                        بخوانی نغمه  شادی ..

کویر خشک دلم

در کویر خشک دلم کبوتری آشیان گرفت

 

  ومن آشیان هر جا گرفتم خانه ی صیاد شد

 

 عشق کبوتری را به دل گرفتم که یکبار بر آسمان قلبم پر زد...

 

   بهار و پاییز و زمستان ها ار پی هم گذشت و کبوترم بر نگشت

 

 و برایم تنها یک حوض روشن ماهی سرخ بجا گذاشت......در میان کویر خشک

  

  ومن کنار بید خمیده ای به آسمان زل زده

 

 و یک تنگ ماهی قرمز در دست که مبادا بشکند....

دلم برای کی تنگه ؟

اون که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بده

خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

عکس عاشقانه 

من دلم تنگ کسیست که به دلتنگی من می خندد

باور عشق برایش سخت است ...

ای خدا باز به یاری نسیم سحری

می شود آیا باز دل به دل نازک من بربندد ...

صبر کن ...

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو

یا دل ازدیدن تو سیر شود بعدبرو

ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند

خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو

یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود بعد برو ...

حسرت دیدار

 

حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد
آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد
بی جهت نیست که مست رخ زیبای تو ام
لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد
مستی ام جام نگاهی ز افق های تو بود
آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد
شهر را از تب بیماری من جایی نیست
راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم گرد
اشکم از دیده به گرمای نفسهای تو بود
جام اندوه تو مر همره و همرام کرد

به یاد آنکس که دوستش داشتم اما ...

بسوز ای شمع مثل من که همیشه اینگونه میسوزم


سوختن را از شمع اموختم

عشق من خسته اس خسته

tifooses.coo.ir

 

عزیزم
 میدونی چه قدر دلم برات تنگ شده؟
حرفای من اینجاست توو سینم
جایی که هر لحظه دنبالت میگرده
منتظره تا برگردی
خودتم نمیدونی چه قدر دلم برات تنگ شده
دلم میخواد این دلتنگیا و دوری زودتر تموم شه
هروقت بهت میگم بی تابتم زودتر برگرد
میگی تموم میشه عزیزم یه ذره دیگه مونده
نمیدونم این یه ذره چرا اینقدر طول میکشه
احساس میکنم توو این دوریا پیرشدم
خسته ام
خیلی خسته
حتی وقتی میایی بازم دلم برات تنگه
چون میدونم میخوایی زود بری
نمیدونم چرا سهم منی که عاشقتم چرا اینقدر از کنار تو بودن کمه
تمام لحظاتی که کنار تو هستم دلم میخواد توو آغوشت گریه کنم
اما تو نمیذاری گریه کنم
اما وقتی میری گریه هام شروع میشه
میدونم باید دوباره روزای زیادی رو دوور از تو سپری کنم
نازنینم چرا اینقد ازم دوری
قلب من خسته اس....
خیلی خسته.....

حسرت

کاش وقتي زندگي فرصت دهد


گاهي از پروانه ها يادي کنيم


کاش بخشي از زمان خويش را


وقف قسمت کردن شادي کنيم


کاش گاهي در مسير زندگي


باري از دوش نگاهي کم کنيم


فاصله هاي ميان خويش را


با خطوط دوستي مبهم کنيم


کاش وقتي آرزويي ميکنيم


از دل شفاف مان هم رد شود


مرغ آمين هم از آنجا بگذرد


حرف هاي قلبمان را بشنود


http://elham20.parsaspace.com/pic/love/1.jpg

افسوس که داشتنت رویا بود افسوس ........

خداحافظ

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند

يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني

تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

 

loo3-8.jpg

خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک آخر دنیاست بخنــــد

آدمک مرگ همین جاست بخنــد


دست خطــی که تو را عـاشق کرد
شوخی کاغــذی ماست بخنــد
آدمک خر نشــوی گریه کنی !
کل دنیا ســراب است بخنــد
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخنـد

حرف دل

از پنجره نگاه بکن آره اون میاد               درسته بی وفاست ولی  باید بیاد

 

میدونه دلم براش بدجوری تنگ شده           ولی نمیدونم دل اون چرا از سنگ شده

 

غم دوریش کم بودش حالا بی وفا شده           نه یه زنگی نه تماسی آره بی رنگ شده

 

آخه من چکار کنم با این دل بهونه گیر              ای خدا کمک بکن برو ای دل بمیر

 

تو چرا سنگ نشدی میونه این همه  سنگ            میدونم دوسش داری مثل یه احساسه قشنگ

 

آخه دوست داشتنیه مثل لیلا میمونه                     دل من شیدادییه مثل مجنون میمونه

 

فدای نازش بشم این نازش کشته مارو                  حالا که عاشق شدم می خواد بگه از پیشم برو

 

خدایا این احصاصمو از دلم نگیر                     ولی خصلت بدو از دل یارم بگیر

آخه گناهم نداره همش تقصیره منه  زود دل می بندم

                                                         زود عاشق میشم اینم میشه گفت یه جوری گناهه